چشمم روشن! چه کسايي که اين وبلاگو ميخونن و صداشون در نمياد! داشتيم؟ آخه اين انصافه؟ يواشکي؟ اونم دوستاي قديمي! داشتيم دکتر جان؟ شما هم؟ اي روزگار!....
شرمنده باز بدقول شدم! ولي روزا خيلي سريع ميگذره. هفته اي دو سه روز ميرم چند تا گاوداري، دانشگاهم که يه عالمه کلاس. به خصوص الان که موسم امتحانا رسيده و لرزه به انداممون افتاده! امتحاناي عملي رو داريم ميديم. از دو هفته ديگه هم تئوريها شروع ميشه. اونوخته که من بيچاره ميشم :(( خدا به دادم برسه.. ازين ويروس و کرم گرد و قارچ خيلي ميترسم. بگذريم!
پريروز آخرين باري بود که رفتيم کشتارگاه. امتحان داديم و تموم شد. هفته ي قبلش ميدونين چي شد؟! دعوا شد! صحنه خيلي وحشتناک بود، همه دستشون چاقو بود! خدا رو شکر کسي استفاده نکرد! بعدش برا لجبازي ببينين چي کار کردن. ما ديديم که خيلي داره صداي آه و ناله ي گاوا مياد. 8-7 تاشون پشت سر هم خيلي ناله ميکردن. پرسيديم جريان چيه؟ گفتن با اونايي که پوست گاوا رو ميکــَنن دعواشون شده، گاوا رو کم برق ميدن تا بيهوش نشن و وقتي سرشونو بريدن دست و پا بزنن تا اونايي که ميخوان پوستشونو بکنن کارشون سخت بشه!... دلم کباب شد، خيلي فجيع بود.
از گاوداري هم چي بگم براتون، دکتر عاليه،بينهايت عالي. من عاشق توشه رکتالم، خيلي جالبه، دستم راه افتاده، شايد بزودي دکتر بده پيپت رد کنم! باورم نميشه، بينظيره. ديروزم يه گاو زائوندم! خيلي کيف ميده!!
و اما چند تا case جالب:
يه تليسه دو ساله بغل شکمش يه تومور بدخيم بزرگ (به قطر حدود بيست سانت) داره که بيوپسي کردن آزمايشگاه گفت SCC هست ولي دکتر ميگن که نميتونه اون باشه چون به سنش نميخوره و بايد لنفوسارکوم باشه. چون خيلي بزرگ شده عملش و مراقبت بعد از عمل هم سخته و ثصميم گرفتن بفرستنش کشتارگاه.
ديروز يه گاوي لامينايتس انگشت داخلي هر دو دست داشت، مدل راه رفتنش خيلي جالب بود، دستها رو به سمت توي بدن ميذاشت تا فشار انگشت داخلي کم بشه و بيفته روي انگشت خارجي، بعدش که دکتر کف سم رو برداشتن ديديم که چقد خوب و دقيق تشخيص دادن (دکتر با يه نگاه کوتاه تا عمق مسئله رو تشخيص ميده) و کف سم راستش هم بافت کوريون بيرون زده بود و چپش هم sinking بند سوم داشت. بيچاره حيوون..
يه گاوي هم از بينيش خون ميومد و بند نميومد. دکتر معاينه کرد گفت ضربه خورده سپتومش پاره شده. بعد آدرنالين رقيق شده روش ريخت و آب سرد گرفتن رو صورتش ولي کامل بند نيومد. دکتر ميگفت ممکنه اين اسيدوز داشته و ميکرو آبسه و خونريزي و فلبايتيس که تو بوقکش بوده و اون پاره شده و اينطوري داره خون مياد. اين حالت ممکنه تو وريد پستان هم اتفاق بيفته، همينطور ريه.
يه تليسه شکم اول هم يه teatش نکروز بعد از التهاب شده بود و دکتر گفتن خيلي مورد جالبيه، حتي گاهي اين تليسه ها teat خودشونو ميخورن!! گفتن تا اين کارتيه رو خشک کنن.
اما از همه چيز برام جالبتر اين بود که ديروز يه گاوي رو ديدم که گفتن روزي هفتــــــــادو دو کيلو شير ميده! ! ! !دستش درد نکنه، خيلي جالب بود. خدا حفظش کنه!
اينم عکس "گل آهو" ي خوشگل منه:

فعلاً...